تبلیغات
آواز بارانی عشق - بدون شرح

پدر داشت روزنامه می خواند پسر که حوصله اش سر رفته بود پیش پدرش رفت و گفت :

 پدر بیا بازی کنیم. پدر که بی حوصله بود چند تکه از روزنامه که عکس نقشه دنیا بود تکه تکه کرد و به پسرش داد و گفت: برو درستش کن. پسر هم رفت و بعد از مدتی عکس را به پدرش داد. پدر دید پسرش نقشه جهان رو کاملاً درست جمع کرده از او پرسید :نقشه جهان رو از کجا یاد گرفتی؟پسر گفت : من عکس اون آدم پشت صفحه رو درست کردم....

وقتی آدمها درست بشن دنیا هم درست میشه




تاریخ : دوشنبه 20 خرداد 1392 | 01:47 ب.ظ | نویسنده : باران | نظرات