تبلیغات
آواز بارانی عشق - بیا دیگر...

چشمهایم بر دریچه ی انتظار پلک می زند.
اشکها در بستر گونه ها سرود دلتنگی سر می دهند.
آن سوی وسعت بارانی دل آفتاب یاد تو جاریست.
ساحل ماسه ای دستانم هنوز از عشق تو نمناک است.
نیلوفران خیس از شرم نگاه شعر شادی زمزمه می کنند.
نبض زمان نفس نفس میزند از حسرت دیدارت .
آغوش سرد دشت روزهاست گرمی عشق تورا منتظراست.
بیا که غروب دیگرازغربتش به تنگ آمده است.
بیا دیگر...





تاریخ : پنجشنبه 6 تیر 1392 | 12:15 ب.ظ | نویسنده : باران | نظرات