تبلیغات
آواز بارانی عشق - دل نوشته هایی زیباهمراه باتصاویر !


من اگه خدا بودم...

اینقدر هوای دو نفره رو به رخ تک نفره ها نمیکشیدم...

نترس ازهجوم حضورم


چــــیزی جز تـــنــهایی با من نیـــستـــــ ..
.


به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

هر روز تكراریست

صبح هم ماجرای ساده ایست

گنجشکها بی خودی شلوغش می کنند

عمر من قد نمیدهد

به سفرت بگو كوتاه بیاید


به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

رد پاهایم را پاک می کنم

به کسی نگویید

من روزی در این دنیا بودم.

خدایا

می شود استعـــــفا دهم؟!

کم آورده ام ...!


به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید
آن شب ...
که مـــاه عاشـــقــانه هـــایمـان را ...

تماشا می کرد ...
آن شب که شب پره ها ..
عاشــقـــانه تر ..
نــــور را می جســـتند ...!

و اتاقم ..
سرشار از عطر بوسه و ترانه بود... !

دانستم..

تـــــو پـــژواک تمــــام عـــاشــقـانه های تاریخی...!

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

من کویر خسته ام تویی نم نم بارون

دلم برات تنگ شده کجائی ای مهربون . .

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

این روزها

آب وهوای دلم آنقدر بارانی ست

که رخت های دلتنگیم را

فرصتی برای

خشک شدن نیست

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

همیشه از آمدن ِنه بر سر کلماتــــــ مـی ترسیــدَم !

نه داشتن ِ تو نه بودن ِ تو ...

نه ماندن ِ تو ...

.

.

.

کــاش اینبــار حداقل دل ِ واژه برایم می سوختـــــ

و خبــری مـی داد از

نرفتن ِ تـــو ..


به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

کاش میدانستی

لحظه هایم

بی تو تنهاست....

امید وصــل تـــو نگذاشت تا دهـــم جان را

وگـــر نه روز فراق تـــو مردن آســـان بود

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

خاطراتــــــ کودکیـم را ورق می زنم

و یک به یک ، عکسها را با نگاهم می نوشتم

عکسهـای دوران کودکیم طعـــــم خوبـی دارنــد ....

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

بند بندوجودم

بـه بند بند وجود تــو بستــه استـــــ

با این همه بنــد

چه قدراز هم دوریم ..

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

هوایت که به سرم می زند

دیگر در هیچ هوایی،

نمی توانم نفس بکشم!

عجب نفس گیر است

هوایِ بی توئی!

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

میدانی تنهایی کجایش درد دارد !!؟

انکارش ...
به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید
من تو را نمی سرایم !..

تو ...

خودت در واژه ها می نشینی ..!

خودت قلم را وسوسه می کنی !!

و شعر را بیدار می کنی !!





تاریخ : پنجشنبه 13 تیر 1392 | 04:14 ب.ظ | نویسنده : باران | نظرات