تبلیغات
آواز بارانی عشق - جملات كوتاه


مدتهاست


چتر منطق را بر سر گرفته ام!


تا باران عشق را تجربه نکنم!


دیگر توان مقابله با


تب و لرز برایم باقی نمانده است!!!

****

کــاش اینبــار حداقل دل واژه برایــــم می سوخت


و خبــری مـی داد از تو...


****


خدایا . . .


مى خواهم اعتراف کنم !


خسته ام . . .


من امانت دار خوبى نیستم . . .

مرا ” از من بگیر . . .


مال خودت . . .


من نمىتوانم نگهش دارم . . .

****

به من “عشق ” تعارف نکنید ،


همین چند وقت پیش ” گُول ” خوردم . . .


سیرم !


****


خدایا یک مرگ بدهکارم و هزار آرزو طلبکار . . .


خسته ام ،


یا طلبم را بده ؛


یا طلبت را بگیر . . . !

****


قول بده اگر یک روز خیلی اتفاقی نگاهمان به هم افتاد،


با هم گره اش را کور کنیم


****



قـــهـــرها بـــهـــانــــه اســــت !!! کسی که دوستت دارد ...

برای ماندن در بین هزاران نقطه ی سیاه شب حتی اگر یک نقطه ی سپید بیابد

دلیلش می کند برای ماندن !!! و کسی که می خواهد برود ...

در سپیدی روز حتی اگر نقطه ای سیاه را هم نیابد

با انگشتش به گوشه ای اشاره می کند که انگار نقطه ای سیاه یافته !!!
کسی که رفتنی است بــــگــــذار بـــرود !



 




تاریخ : چهارشنبه 2 مرداد 1392 | 05:58 ب.ظ | نویسنده : باران | نظرات